مهر و مهرگان     
 

مهر با هر كسي مهربانست
جشن فرخنده‌ي مهرگانست
فرّ و شيدش كران تا كرانست
يك جهان شور هستي نهانست
شوربخشِ زمين و زمانست
اين جهان چون تن و او روانست
فرّ و فرمندي جاودانست
شرح بخشي از اين داستانست
چون دلِ گرمِ عالم در آنست
در همين روز با فرّ و شانست
فر و شادي ز چهرش عيانست
گرچه آغاز فصل خزانست
زودتر از زمان كيانست
حامي پرچم كاويانست
چونكه او شاه مهر آرمانست
مهر با عاشقان هم‌زبانست
دوستي را بهين پشتيبانست
نيك كردار از آن در امانست
(3)
بي‌وفايي به جانش گرانست
حلقه‌ي مهر خورشيد سانست
(4)
برتر از گوهر شايگانست
زيبِ دستِ همه همسرانست
در گسستن شكست و زيانست
پيكِ دل‌ها و پيوند جانست
خوي ديرين ايرانيانست
مهر آيينِ پير مغانست
كز تعاليم مهري نشانست
(5)
قبله‌گاه همه عارفانست
شور جانت در اين كاروانست
از فروغ تو پرتو فشانست
از تو در تار و پودش نهانست
جذبه و شور و حالش از آنست
كز بيانش سخن ناتوانست
زانكه برتر ز شرح و بيانست
عشق و عرفان و تاب و توانست
آن دو را سر بر اين آستانست
لاله‌ي سرخ اين بوستانست
جشن بشكوهي
(6) از باستانست
چون نمودار جان جهانست
                                              
/

 

مژده اي دوستان مهرگانست
مهر روز و مهِ فرخ مهر
گرمي و پاكي و شادي از اوست
در دل گرم هر ذره از مهر
نور بخشد به گيتي و مينو
مايه زندگاني و هستي
ايزد مهر در دين زرتشت
«مهريشت»
(1) دلاويز و زيبا
مهرٍ فرمند را مي‌ستاييم
زايشِ «مشيه» و «مشيانه»
(2)
جشن پايان محصول و برداشت
صد بهاران در آن مي‌توان ديد
سال عمرش نيايد به گفتار
كاوه را او توان داد و نيرو
شد فريدون به ضحاك پيروز
عشق و مهرند همزاد ديرين
دشمن رشك و كين و تباهي
داور مردمان در پس از مرگ
راه و رسم وفاداري از اوست
اين نگهدار پيمان نمادش
بهر هر همسري حلقه‌ي مهر
زين سبب حلقه‌ي مهرورزي
تا دو همسر به هم مهر ورزند
مهر از آغاز بنياد هستي
مهر ورزيدن و شاد بودن
آفرين خدا باد بر مهر
هفت گام است در مكتب مهر
برترين حد پالايش روح
مهر، اي نوربخش مسيحا
دين عيسا ز تو مايه بگرفت
آن همه سنت و رسم و آيين
مايه‌هاي تو جانمايه‌اش شد
خفته رازي به مهرابه‌هايت
چون و چندش نگنجد به گفتار
نور و نيرو و شيدايي و شور
حافظ و مولوي راه پويش
سهروردي چو منصور حلاج
آنچه از مهرگان مي‌توان گفت
عارفان مهر را مي‌ستايند

                                            
/

1- يكي از مفصل‌ترين و زيباترين يشت‌هاي اوستا كه درباره‌ي مهر و ويژگي‌هاي مهر ايزد در آن سخن رفته

2- بنابر روايت اوستا در مهر روز مهر ماه مشيه و مشيانه (نخستين زن و مرد آريايي) از صورت گياهي به صورت آدمي درآمدند.

3- بنا به باور زرتشتيان در چهارمين سپيده‌دم پس از درگذشت هر آدمي سه ايزد مهر و سروش و رشن در سر پل چينوت درباره‌ي كارهاي شخص درگذشته به داوري مي‌پردازند. علم پزشكي جديد ثابت كرده كه تا سه روز و سه شب پس از درگذشت، برخي از اعضاي شخصِ درگذشته، مانند حس شنوايي هنوز كار مي‌كند و پس از آن روان كاملاً جسم را ترك مي‌گويد.

4- حلقه گرد خورشيدسان مظهر مهر ايزد است و نشانه‌ي وفاداري و پيمان نگه‌داري و وفاي به عهد كه بر انگشت اغلب همسران ياد‌آور وفاي به عهد مي‌باشد

5- اشاره به هفت مرحله‌ايست كه به نام‌هاي كلاغ، سرباز، رازداري، شير، پيك، خورشيد و پير در مكتب مهر وجود دارد و هر كس كه پيرو مكتب مهر بود بايست اين مراحل را بگذراند و هر كه به مرحله‌ي آخر مي‌رسيد راهنماي ديگران مي‌شد.

6- با شكوه