خوزستان(1)
 

آبِ كارون همچو آبِ خضر و آبِ كوثر(2) است
خاكِ پاكش زادگاهِ مردمِ نام‌اور است
برتر از گنجينه‌ي قارون و ملك قيصر است
قوم ايلامت، كهن ايراني يزدانفر است
كاينچنين خاكت نشاط‌انگيز و نيكومنظر است
كان به از سيم سپيد و گوهر و كانِ زر است
نفتِ تو پشت و پناه اقتصاد كشور است
بر سر استان خوزستان فروزان افسر است
اين يكي بر پيكرت چون زيب و آن يك زيور است
شهر سوسنگرد تو رويين حصاري ديگر است
شهر انديمشك چون گنجينه‌اي از گوهر است
شهر اهوازت چو شهبازِ سعادت گستر است
شوش اگر خاموش شد، روشنگرِ آن شُشتر
(4) است
هر يكي در چشم دل از ديگري زيباتر است
شهر شاپور
(6)
است و نامش سر خطِ اين دفتر است
هر خروشش خاطرات رفته را يادآور است
دشت‌هاي بي‌كرانت به ز مُشك و عنبر است
از تو كام مامِ ميهن پر به شهد و شكّر است
بهمنت بشكُفته از ياس و گل و سوسنبر است
نوبهارت پرگل و گلبوته‌ات جان‌پرور است
نخل‌هايت سربلند و كشته‌هايت پربر است
در دلت آتشفشاني تفته و پُراخگر است
زان كه از سوزِ دل و جان زنده جسم و پيكر است
نفت اين نوباوه را بهتر ز شير مادر است
اقتصادِ مُلك بر اين پايه و اين محور است
استوارييَت در آن دوران فزون از باور است
عفو فرمايش كه او خودكامه‌اي كور و كر است
هر زماني كاوه را ياور خداي داور است
چون خدا با مردمِ آزاده يار و ياور است
گرچه آن دشمن جهانگيري چنان اسكندر است

                                                                     /

 

خاك خوزستان به چشم دل چنان سيم و زر است
مهدِ فرهنگ و تمدن از زمانِ باستان
نزد ما اين خطّه زرخيز و گرم و ديرسال
آفرين اي خوز
(3)، اي گهواره‌ي ايلام و شوش
شاد باش و شاد زي اي سرزمين ديرپاي
شد نهان در سينه‌ات گنج طلاي قير فام
صادراتِ نفتِ ايران زاده‌ي دامانِ تست
هست پالايشگهت كارآور و كارآفرين
شهر خرّمشهر و آبادان چنان دُرّ گِران
هست دزفولت دژِ فولاد در هر روزگار
سدِ دز، چون چشمه‌ي حيوان ببخشد زندگي
آبِ كارون خرّمي و شور و شادي آورد
در تو ديدم شوكتِ ايلام و فرّ شوش را
ماهشهر و بهبهان و ايذه و سردشت و كوشك
(5)
شهرِ آباد و بزرگ دوره‌ي ساسانيان
سر نهاده بر كنار ساحلت، اَروند رود
آفتابت داغ و خاكت پُربَر و آبت روان
پرورانيدي به ذرّات وجودت نيشكر
سبزه و گل پرورد خاكت به شام سرد دِي
هستي از سرماي جانكاه زمستاني رها
مردمانت مهربان و مرزدارانت غيور
اي دل تَفتيده و گرم و پر از سوزِ وطن
گرميَت را هيچ‌گه سردي و خاموشي مباد
اقتصاد مملكت نوباوه‌اي باشد نَوان
(7)
چشمه‌هاي نفت و گازت قرن‌ها زاينده باد
پيش دشمن همچو كوهي ايستادي هشت سال
گرچه زد بر پيكرت دشمن بسي تيرِ جفا
كاوه خويان را فرستادي به جنگ بيوراسب
(8)

دشمنت هر كس بود آخر به ناكامي فتد
هر كه با تو بد كند خيري نبيند در جهان

                                                                  /

1- قسمت اول اين چكامه قبل از انقلاب و در زمان افزايش بهاي نفت سروده شد. لكن چند سط آخر آن را اخيرا سروده‌ام.

2- آب گوارايي در بهشت

3- مخفف خوزستان و نام قديم آن

4- مخفف شوشتر

5- نام پنج شهر در استان خوزستان

6- جندي شاپور، توضيح اين‌كه يكي از معاني جُند، شهر مي‌باشد.

7- ناتوان

8- لقب ضحاك و به معني كسي كه داراي ده‌هزار اسب است.