|
خورشيد رخ بتافت و پنهان شد
آشفت ابر و تندر و توفان شد
بارَش بدل به ريزش باران شد
باران تندي آمد و غلتان شد
چون پيل مست وارد ميدان شد
زان پس بدل به غرّش و طغيان شد
با قدرتي شگرف به جولان شد
دهشت فزود و آفت دوران شد
در يك زمانِ زودگذر آن شد
بس هموطن كه بي سر و سامان شد
در گير و دار مهلكه قربان شد
آبادها خرابه و ويران شد
هم طفل خردسال پريشان شد
هم برزگر دچار به حرمان شد
هم خشمگين به كومهي(5)
چوپان شد
هم ناگهان روانهي بستان شد
زان پس روان به كلبهي دهقان شد
هم مايه خرابي و نقصان شد
در پيشِ سيلِ حادثه آسان شد
كَند و فِكند و برد و گريزان شد
در زير گِل نهفته و پنهان شد
هر نعمتي كه بيش ز ميزان شد
كز سوزِ دل ز خامهي «توران» شد
/ |
|
ابر سيه به چرخ نمايان شد
روي سپهر تيره و تاري گشت
شد باردار ابر و پس از چندي
از كوهسار و دامنه زي(2)
هامون
وحشتفزا و سركش و ويرانگر
هرّاي(3)
سهمناك و دلازارش
چون توسني(4)
رها شده از بندش
ديوانهي گسسته ز پا زنجير
آن را كه در خيال نميگنجيد
زان سيل مرگبار و هراس انگيز
انسان و چارپا و ستور و دام
غلتاند بس درخت تناور را
هم زالِ سالخورده دلش خون گشت
هم باغبان به محنت و غم بنشست
هم گرگوار در مهها افتاد
هم سرزده به خانه فرود آمد
افكند بس درخت تناور را
هم بر غم شكستهدلان افزود
ويراني و خرابي و نابودي
هر چيز را كه درگذر خود ديد
سيل مهيب آنچه كه با خود برد
گاهي بلا و درد پديد آرد
اين شعر يادوارهي اندوه است
/ |
1-
نام بسيار قديمي و كهن اصفهان
2- نام قديم اصفهان پس از انزان
3- نامهاي قديم اصفهان پس از انزان و گابيان
4- دو ستاره بسيار روشن
5- چهلستون داراي بيست ستون است كه
تصوير آن در آبنماي جلوي ساختمان ميافتد و جمعا چهل ستون ميشود.