|
بهار آمده ياد از پيامآور كن
تو زادروز ورا زيب لوح و دفتر كن
به شوق و شادي برخيز و رو به آن در كن
تو هم خداي جهان را به عقل باور كن
تو نيز دُرّ خرد را، به تارك افسر كن
چو آفتاب جهانتاب نور گستر كن
پيام نغز ورا جاودانه از بر كن
هميشه پيروي از گفتهي پيمبر كن
بر آن، به چشم حقيقت نگاه ديگر كن
از اين «سه»(3)
جان و دل و روح را توانگر كن
به گوش جان و دلت گوشواره و زيور كن
ز پرتوش دل افسرده را منوّر كن
بُرو در آتش و خود را چنان سَمندر(4)
كن
مسير اَر شودت آتشي به مجمر كن
سپند و كُندُري افشان و عود و عنبر كن
درود بر همه نيكان پاك گوهر كن
چو يافتي پس از آن خنده بر سكندر(6)
كن
به فكر و گفته و كردار خويش رهبر كن
به شوق مهرِ درخشنده رو به خاور كن
زبان به شكر گشاي و سپاسِ داور كن
دل چو آينه را جلوهگاه دلبر كن
خوشي و راحتيِ خلق را ميسر كن
هميشه گوش به پند و پيام سروَر كن
حسابِ روزِ جزا باش و فكر كيفر كن
ورا ز خويش بران دفعِ فتنه و شر كن
ز فرّ عشق بهار شكوفه پرور كن
وگر دلي بودت خويش را دلاور كن
به مجمرِ دل سوز آفرينت آذر كن
سرودههاي ورا با دل آشناتر كن
گرت زيان نرسد باده را مكرّر كن
به نام نامي زرتشت مي به ساغر كن
/ |
|
به نامِ ناميِ زرتشت مي
به ساغر كن
به فروردين مه و خرداد روز زايشِ اوست(1)
دري گشود به روي بشر اَشو(2)
زرتشت
شناخت با خردش در زمانه مزدا را
خرد هميشه بهين رهنماي او بود است
فروغ و پرتو دادار را به جان و دلت
بجوي راز جهان را ز گفته زرتشت
به فكر و گفته و كردار نيك روي آور
در اين سه واژهي كوتاه عالمي است نهان
توانگري نه به سيم و زر است و دولت و مال
فروغ عشق و خرد را كه ارمغان خداست
درون سينه بيفروز آتشِ زرتشت
به يك شرار از اين شعله پاك خواهي شد
به يادِ نور اهورا كه نور جان و دل است
بر آن به ياد نياكان و فرّه(5)
آنان
روان پاكِ بِهان را ز جان و دل بستاي
نشان چشمهي حيوان مجوي جز در خويش
به هر دمي كه برآري سروش وجدان را
سپيدهدم چو سر از خواب دوش برداري
ببين به چشم خرد نظم آفرينش را
براي ديدن او سنگ و دل حجاب بُود
چو مهر در همه جا روشني و شاديبخش
ز كجروي بگريز و به راستي پرداز
در آن دمي كه به كار بدي كني آهنگ
شكست باد بر اهريمن سيه كردار
به دل نهالِ طرب كار و گلشن جان را
اگر سري بُودَت بر هر آستان مگذار
كنون كه آتش زرتشت نيست در همه جاي
به فرّ خجستگي، روز زايشِ زرتشت
به ياد آن همه ازادگي شرابي نوش
كنون كه ژاله كند جام لاله را سرشار
/ |
1- خرداد روز و فروردين ماه برابر
با ششم فروردين است كه روز زايش زرتشت ميباشد و اين چكامه به همين مناسبت سروده
شد.
2- به معني پاك و نيز پيش اسم زرتشت
است.
3- منظور سه شعار معروف كيش
زرتشتي انديشه و گفتار و كردار نيك است
4- سمندر خزندهاي است كه ميگويند
در آتش نميسوزد
5- مقصود فروهر نياكان و درگذشتگان
است
6- اشاره به اينكه اسكندر هميشه در
پي آب حيات و زندگي جاويد بود ولي آن را نيافت و در جواني مُرد در حاليكه آب حيات
و آب زندگاني برابر تعاليم زرتشت در انديشهي خود ماست.