|
شصت پاييز دلانگيز گذشت از سر من
شصت بار آمد و شد تير و دي و آذر من
شصت آبان سپري گشت چو شهريور من
شصت بهمنجَنه(4) پر ساخت ز مِي ساغر من
كه چو اكنون نگرم خود نبود باور من
اين يكي زيبِ من و آن دگري زيور من
شور جانِ من و نورِ بصرِ همسر من
هست اين سيم و زر و آن دگري گوهر من
سخن و واژه و شعر و قلم و دفتر من
همرهي كرد مرا بختِ بلند اختر من
سايه گسترد پر و بال هما بر سر من
شير با شعر بنوشاند مرا مادر من
باروَر گشت از آن كِلكِ گهر پرور من
اين يكي يار شد و آن دگري ياور من
تا سخن مهر صفت، سر زند از خاور من
در نگنجد به قلم پهنهي پهناورِ من
شعر پرواز بياموخت به بال و پر من
خامه و نامه بشد يكسره فرمانبر من
شعر از طبعِ سخن ساز و سخن گستر من
پرتو آتشِ دل تافت به شعر ترِ من
گشت ناب و سره در بوتهي هستي زر من
شعلهها سر كِشد از تودهي خاكستر من
گرمي شعر دهد جان به تن و پيكر من
/ |
|
شصت نوروزِ دل افروز برفت از برِ من
شصت اسفند و اَمرداد(1)
به گيتي ديدم
شصت فَرورد چنان اردي(2) و خرداد گذشت
شصت مهرايزد(3) فرخنده مرا شادان كرد
آنچنان عمرِ گرانمايه به تندي بگذشت
حاصلِ زندگيَم شعر و سه فرزند من است
همه را نيك بپروردم و هستند كنون
در جهان هيچ نيازم به زر و گوهر نيست
بهترين همدم و همصحبت و همرأي منند
گر كه راهي به سوي اهلِ نظر كردم باز
جوهر شعر چو خون در رگ جانم بدويد
از همان دم كه به گهواره مرا پروردند
شعر پرورد مرا در صدفِ خود چو گهر
شهپرِ طاير انديشه و شهباز خيال
بارها شعر به افلاك ادب برد مرا
بالِ انديشه به پهناي فلك بگشودم
شعر در ناي دلم، قدرتِ آواز نهاد
واژه بر لب بنشست و سخن آمد به زبان
بِكر مضمون، چو شد آماده، بيامد به وجود
سوز جانست نهان در سخن پُر دردم
بودهام گرچه در آغاز زرِ ناسرهاي
چون خموشم بكند گردش ايام چه باك؟
آن زماني كه به خاكم بسپارند، هنوز
/ |
1- امرداد تلفظ صحيح مرداد است چون
مرداد به معناي ميرنده و ناپايدار است و «آ» نفي كه سر آن آمده معني آن را عوض
ميكند و به معني ناميرا و بيمرگ و جاودانه ميشود كه صفت امشاسپند امرداد
ميباشد.
2- فرورَد و اُردي مخفف فروردين و
ارديبهشت است.
3- مهرايزد روز منسوب به مهر كه
شانزدهم ه رماه در ايران باستان بودهاست چون در ايران قديم وقتي كه روز و ماه
همنام ميشد روز جشن و سرور و شادي بود. لذا مهر روز و مهرماه كه جشن مهرگان و
منسوب به ايزد مهر است اشاره به جشني دارد كه در ماه مهر برگزار ميشود. داستان اين
جشن مفصل است و از حوصله اين گفتار بيرون امي
باشد.
4- همانطور كه در پيش گفته شد در
ايران قديم وقتي كه روز و ماه هم نام ميشدند جشن گرفته ميشد. بهمنجه روز بهمن از
ماه بهمن است كه در بحبوحهي زمستان و سرما ميباشد.