|
نامت از شعر تو بگرفت آذين
وي ز تو ملك ادب عطرآگين
در بهشت سخني سدره نشين
اي تو با شعر و ادب يار و معين
پس خردمند به گيتي است غمين
دهر را بوده از آغاز آيين
تا بشر هست جهانست چنين
روش گيتي پير است همين
مرگ باشد همه كس را به كمين
چارهاي نيست به غير از تمكين
اي بر افلاك سخن چون شاهين
همچو گلشن به مه فروردين
يك طرف سوسن و ياس و نسرين
نشئهزاتر، ز شراب
نوشين
دلنواز است و روان و شيرين
كلك اعجاز گرت زبده گزين
گشته با شعر و سرود تو عجين
هست در شعر تو چون درّ ثمين
وز صلابت(2) چو حصاري رويين(3)
شرح اندوه فقير و مسكين
دادهاي غمزدگان را تسكين
بخرد و ديدهور و روشنبين
در مجلاتِ گرانقدر و وزين(4)
كه چنين گفتهي او هست متين
اي به ديهيمِ ادب همچو نگين
عِقدِ(5) پروين تو بتابي به زمين
پر گشودي سويِ فردوسِ برين
تو چو گُل بودي و گيتي گلچين
جاي گل كردهاي از گِل بالين
با نكويان جهان باد قرين
/ |
|
اختر چرخ ادب، اي پروين
اي ز تو جان سخن شورانگيز
زود خفتي به دل خاك، وليك
دوستان از دل و جان ياد تواَند
نه تو تنها غم و سختي ديدي
زادن و بودن و نابود شدن
تا جهان بوده چنان بوده بشر
گردش چرخ كبود است همان
گر بدين دير دو رو درنگريم
چون رسد جاي گريزي نبود
آفرين بر تو و بر شعر تو باد
هست ديوان تو در چشم خرد
يك طرف نرگس و نيلوفر و ناز
جان فزاتر بود از صبح بهار
شعر تو كز دل و جان مايه گرفت
واژگانت همه نغزند و روان
شيوه سعدي و ناصرخسرو
عشق و عرفان و جانبيني و پند
سخنانت ز روانيست چو آب
فكر و احساس لطيف تو سرود
با سرود و سخن و شعر ترت
ديدهاي محضر دانا پدري
شعرهايت چو بياراست به طبع
بانگ برخاست كه پروين مرد است
تو به زن بودن خود باليدي
تا مه و مهر بتابد به سپهر
سي و اندي چو گذشت از عمرت
زود رفتي ز گلستان ادب
اي دريغا كه در آغاز بهار
روح تابنده و پاكت به بهشت
/ |
1- در سرودن اين چكامه از دو شعر
پروين متاثر بودهام يكي قطعهاي كه براي سنگ مزارش سوره با مطلع
اينكه سنگ
سيهش بالين است
اختر چــــرخ ادب پرويــــن است-
و ديگري رباعي كه پروين در جواب
كسانيكه او را مرد ميپنداشتند و در آن روزگار فكر نميكردند زني با آن صلابت و
شيوايي شعر بيرايد سورده و در مجله بهار كه تحت نظر پدر دانشمندش شادروان يوسف
اعتصامالملك چاپ ميشد انتشار داد، آن شعر اين است:
از غبار فكــــــر باطل پاك بايد
داشــت دل تا بداند ديو
كاين آيينــهي جاي گرد نيست
مر پندارند پروين را چو برخي ز اهل
فضل اين معما گفته نيكوتر كه
پروين مرد نيست
2- صلابت: سختي و استواري و محكمي
3- رويين: هر چيزي كه از روي ساخته
شده باشد
4- وزين: گرانقدر، گران، موقر،
متين، باوقار
5- عِقد: رشته گردن بند گلوبند،
عِقد پروين اشاره به چند ستاره درخشان است كه صورت گردن بندي را در آسمان دارند.
خوشهي پروين