|
آهنگ ديار باختر كرده
گه سينه و گاه سر سپر كرده
كارِ پدرانِ باهنر كرده
از مهدِ دلاوران بِدَر كرده
بوسيده و سورمهي بصر كرده
مو بر تن خصم نيشتر كرده
پيكار چو سام و زالِ زر كرده
جا در دل خصمِ بدگهر كرده
در آتش عشق، شعلهور كرده
زان سوك زمانه را خبر كرده
در نزدِ جهانيان سَمر(2)
كرده
خود را به زمانه مفتخر كرده
با ديدهي دل خدانگر كرده
ديباچهي عاشقي زبَر كرده
چون مرغ شكسته بال و پر كرده
پاي از حد خود درازتر كرده
از سينهي آسمان گذر كرده
وز شيوهي كركسي حذر كرده
حق را همه وقت راهبر كرده
در عرشِگُروسمان(3)
مَقَر كرده
ناليده و مويه(4)
از جگر كرده
رخساره به آب ديده، تر كرده
در خاره و سنگ هم، اثر كرده
فرياد ز رفتن پسر كرده
در سينهي خسته مستتَر كرده
دل سوخته، سينه پر شرر كرده
در عكس تو روز و شب نظر كرده
از لالهي سرخ، سرختر كرده
تو پيروي از ره پدر كرده
هان خون سياوشان، ثمر كرده
از خاك بر آسمان سفر كرده
جا در دل عالم دگر كرده
خود را به زمانه نامور كرده
كاين وعده خداي دادگر كرده
اي دور حيات مختصر كرده
/ |
|
اي جامهي عاشقي به بر
كرده
در پپيش بُرنده تيغ نامردان
هنگام نبرد با بدانديشان
بيگانه شوخ چشم ناكس را
اين خاك عزيز آريايي را
در پهنه رزمگاه، رستموار
با دشمن بدنهاد نابخرد
پيكان سلاح آرش آهنگت
پروانه صفت سر و تن و جان را
جان باخته چون سياوش ناكام
رويين تن شاهنامه را از نو
جان داده به راه مادر ميهن
پيغام تو اين بزرگ ملت را
در مكتب عشق ميهن فرمند
با حملهي خود، سپاه دشمن را
زنهار از اينكه خصم نامردم
فريادِ رسا و تُندر آسايت
از اوج گذشته همچنان شاهين
در پهنهي رزم، گاه جانبازي
بشكسته درِ حصارِ تن و آنگاه
در سوگِ تو مادرت به سوزِ دل
از ماتم جانخراش فرزندش
آن چهرِ غمين و زرد و اشكآلود
بيچاره پدر كه با غمي جانكاه
از مرگِ تو همسرت، غمِ دل را
هم خواهر و هم برادرت، زين داغ
نوباوهي خردسال و زيبايت
هر قطرهي خون پاكت، ايران را
زرتشت، به راه آرمان جان داد(5)
پروردهي پيكرت گل و لالهست
تا فروهرت(6)
رسد به اصلِ خويش
چون ذره به هور و نور پيوستي
اي نامِ تو جاودانه، جاويدان
آمرزش ايزدي از آنِ توست
با خون تو جاودانه شد ايران
/ |
1- پيشكش به جان
باختگان زرتشتي و همهي جان باختگاني كه جان دادند تا ايران زنده بماند.
2- سمر: داستان و حكايت و افسانه كه
در شب گويند.
3- گروسمان، بنا به عقيده زرتشتيان
بهترين قسمت بهشت و جاي نور و روشنايي و سرود و آواز است.
4- گريه و زاري و ناله و نوحه
5- اشاره به درگذشت زرتشت كه در پنجم
دي ماه به همراه 72 تن از پيروان و نزديكان و سران دين زرتشتي در آتشكده بلخ به
هنگام نيايش و ستايش به درگاه اهورامزدا، به دست تور براتور و ساير لشكريان ارجاسب
كه دشمن ايران و دين زرتشت بودند جان باختند.
6- بنا به عقيده زرتشتيان ذرهاي از
نور اهورامزدا در وجود هر انساني هست كه پس از مرگ به اصل خود بازميگردد.