|
زيباتر از فروغ نخستين سپيدهاي
بر بستري ز غنچه و گُل آرميدهاي
اين رشته را به تار وجودم تنيدهاي
همراه با تپيدن قلبم، تپيدهاي
همراه شير، باده ز جانم مكيدهاي
اين جام را به قيمت جانم خريدهاي
تصويري از جوانيِ مادر كشيدهاي
هرگز سپيده را به سياهي تو ديدهاي؟
ماني به برگ غنچهي شبنم چكيدهاي
مانند گُل ز سينه گريبان دريدهاي
برگو، نواي تار دلم را شنيدهاي؟
بر نخل هستيَم ثمرِ نورسيدهاي
در ديدهام، هزار بهار آفريدهاي
از شاخسار جان و تنم بر دميدهاي
بر اوج آسمان وجودم پريدهاي
/ |
|
اي دختر عزيز مرا نور
ديدهاي
بشكفتهاي چو غنچه خندان فرودين
بين منو تو هست بسي رشتههاي مهر
با، لاي لاي نيمه شبم رفتهاي به خواب
پروردمت چو گوهر يكدانه در كنار
لبهاي سرخفام تو، جاميست پر ز مي
بر پردهي خيال به ياري كِلك عشق
در چشم دل سياه تو ديدم سپيده را
آنگه كه اشك شوق بريزد به گونهات
زلف سيه فشانده بر آن دوش مرمرين
جان ساخت، در هواي تو از تار دل نوا
پاييز عمر چون رسد از ره مرا چه غم؟
از تازگي و پاكي و زيبايي و كشي(1)
همچون گلي شكفتهوخوشرنگومشكبوي
مرغ سعادت مني اي دخترم، هما(2)
/ |