|
بر من ندا
زند كه بهشت
تو در كجاست؟
در راحت خيال كه راهي سوي خداست
آسودگي اگر نبُود سخت و جانگزاست
با راحت خيال متاعي گرانبهاست
«توران»، از آنكه قصهي سيمرغ و كيمياست
/ |
|
روزي ز بارگاه خدا گر
فرشتهاي
بيصبر و بيدرنگ و تأمل، بگويمش
فردوس و آب كوثر و ساقي و جام مي
نان جوين و ظرف سفالين و بوريا
آسايش خيال چه جويي در
اين زمان
/ |