|
كه با پيري تو را چونست
احوال؟
بود پيري ز الطاف خداوند
چو گردي پير، با تدبير گردي
ولي در پير هم شور و توان نيست
كه در آن بيبر و برگ است بُستان
كه در پيري نياري بار، ديگر
ز هر دوران و فصلي ره به جايي است
بَر و باري بياور تا بهار است
/ |
|
جواني گفت با مامِ
كهنسال
به نرمي مام گفت: اي پورِ دلبند
دعايت ميكنم تا پير گردي
بلي تدبير پيران در جوان نيست
بود پيري نمودار زمستان
چو فرصت هست برگ و باري آور
به هر سن و زماني اقتضايي است
زمستان شاخهها بيبرگ و بار است
/ |