|
اميد آفرين باد و
پيروزگر
از اين راستين نامه نامور
كز آن مرگ و ويراني آمد به بر
مواد جهان باورش را به زر
به سي ماده آن به ژرفي نگر
به گيتي بسي كشور و بوم و بر
اگر چند دادست صدها ثمر
حقوقش بود روبهرو با خطر
تفو باد بر سلطه كور و كر
دريغا و دردا، كزين رهگذر
گروهي پراكنده و دربدر
خور و خوابشان اشك و خون جگر
چو بازيچهاي در كف سلطهگر
كه تا يابي از حال آنان خبر
كند در تن و جان آنان اثر
نشانيست از زور و بيداد و شرّ
چو ناديده گردد حقوق بشر
به غير از تباهي چه دارد ثمر؟
نبايد كه افتد كف بي بصر
در اين ره بود آدمي ره سپر
شد از باستان در جهان جلوهگر
چه چيزي بود در جهان نيكتر؟
به كورش اَبَرمرد ايران پدر
بود لوحه كورش دادگر
از اين پس دهد نيكتر بار و بر
/ |
|
جهاني پيام حقوق بشر
ببايد
جهان رشك مينو شود
پس از دومين جنگ بينالملل
نوشتند پيروزمندان جنگ
اگر خواهي آگاهي يابي از آن
پذيرفته منشور آن را، كنون
اگر چند بخشيده بس سودها
وليكن دريغا بشر باز هم
هنوزم كساني پي سلطهاند
هنوزم در اين راه بس ورطههاست
گروهي گرفتار زندان و بند
گروهي گرفتار آزار و جور
هنوزم زن و كودكان را ببين
نگاهي بر اين تيرهروزان فكن
خشونت به همراه تبعيض و زور
حقوق بشر چون شود پايمال
روان بشر سخت غمگين شود
تهاجم، ترور، زور، كشتار، جنگ
حقوق خدا داده و ايزدي
مراد همه مردم آزادي است
به فرهنگ ايران زمين اين حقوق
ز انديشه و گفت و كردار نيك
درود همه بخردان جهان
كنون زينت سازمان ملل
اميد آنكه اين آسماني نهاد
/ |