|
به هر زمانه
خرد دوستار زرتشت است
يگانه ياور و پروردگار زرتشت است
هميشه همره و آموزگار زرتشت است
كه بيگمان سبب اشتهار زرتشت است
به هر زمان و مكان افتخار زرتشت است
سه دُرّ بي بدل و شاهوار زرتشت است
به چشم جان و خرد شاهكار زرتشت است
نشان ز آگهي و اعتبار زرتشت است
بيان و باور انسانمدار زرتشت است
كه بر عليه بدي كارزار زرتشت است
نشاني از سخن استوار زرتشت است
زبان كلك حقيقت نگار زرتشت است
به كام دل برسد، اين شعار زرتشت است
كه اين پيام بهين راهكار زرتشت است
چنين سخن، سخن آشكار زرتشت است
چو مهر ورزي در پود و تار زرتشت است
خود اين سفارش بيش از شمار زرتشت است
نشاني از سخن استوار زرتشت است
بيانِ كلكِ حقيقت نگار زرتشت است
كه كشت و كار خود از روزگار زرتشت است
در اين سخن هدف پايدار زرتشت است
كه پرتوي ز خداوندگار زرتشت است
از آن هميشه بشر حق گزار زرتشت است
هم او
جهان نگري در كنار زرتشت است
بسا كه ريشهاش از كشتزار زرتشت است
به راه او رود و پي سپار زرتشت است
بسا كسا كه به جان ريزه خوار زرتشت است
چو گاتها اثر ماندگار زرتشت است
هر آنچه مانده به جا، يادگار زرتشت است
گذشته شاهد و آيينه دار زرتشت است
گشوده ديده و در انتظار زرتشت است
پر از شميم خوش و مشكبار زرتشت است
هزارههاست، بشر وامدار زرتشت است
سپاس نيكان، پيغام و كار زرتشت است
نخست نام خوش
و نامدار زرتشت است
ز دودمان «فريدون» تبار زرتشت است
از آنكه كشور ايران ديار زرتشت است
درود گرم جهاني نثار زرتشت است
/ |
|
خداي جان و خرد، چونكه
يار زرتشت است
«اهوره مزدا»(2) مهر آفرين هستيبخش
«وهومن»(3)
آن خرد برتر اهورايي
«اشا»(4)
به ديده او نظم عالم هستي است
ستايش از خرد و راستي و نيكي و مهر
به فكر و گفته و كردار نيك، بنگر ژرف
همين سه واژه كه برتر از آن نگفته كسي
برابريِ همه خلق و آن جهانبيني
تساوي زن و مرد و كمال آزادي
جهان مبارزه نيكي و بدي است، بدان
نهاد نيك و بد و حق انتخاب بشر
سپاس از همه نيكان و بخردان جهان
هر آنكه در پي خوشبختي كسان باشد
به كار و شادي پرداز و بهره
بر ز جهان
دفاع رواست وليكن هجوم جايز نيست
به دشمنان همه جا چيره شد ز منطق و مهر
محيط زيست عزيز است، هان ميالايش
دو راه نيك و بد و
حق انتخاب بشر
سپاس از همه نيكان و بخردان جهان
رواج يافت به فرمان او كشاورزي
زمين نيك خدا داده را نكوتر ساز
فروغ و روشني و نور،
هست قبلهگهش
چو او حقوق بشر را نخست پايه نهاد
ز «كورش» است اگر لوحه حقوق بشر
درخت فلسفه غرب و حكمت يونان
بسي فلاسفه غرب همچو «افلاطون»
بسي كسان كه نشستند بر سر خوانش
به «گاتها» ست سخنهاي نغز و پرمغزش
بسوخت دشمن از او بس كتاب و دفتر، باز
ز دشمنان چه ستمها بر آن جهانبين رفت
جهان خسته ز جنگ و خشونت و بيداد
پس از گذشتن چندين هزاره، باز جهان
به نام نامي او گشت نامزد اين سال
درود باد به كار نكوي «يونسكو»
سرآمد چهل و هفت نام ناموران
پيامآور ايران آريايي اوست
به نام ناميَش ايرانزمين به خود بالد
كنون به خواسته سازمان «يونسكو»
/ |
1-
اشو: پاك و بي آلايش، پيش نام
زرتشت
2-اهورا: آفريدگار. مزدا:
دانش و خرد بيكران، اَبَر آگاهي
3- وهومن: خرد مقدس
و سازنده و نيك انديشي (بهمن)
4- اشا
يا اشاوهيشتا: نظم و هنجاري
كه بر مبناي بهترين راستي جهان را اداره ميكند (ارديبهشت)
سال 2003 ميلادي از طرف سازمان جهاني
يونسكو سال گراميداشت نخستين پيام آور
جهان، اشوزرتشت اعلام گرديد. در اين سال همچنين از ٤٧ بزرگمرد عالم بشريت و سودرسان
جهان نيز تجليل به عمل آمد كه سرآغاز همه آن نامها نام اشوزرتشت بود. به همين
مناسبت از سوي انجمن زرتشتيان تهران در روز ٢٠ آذر ٨٢ در تالار فردوسي دانشگاه
تهران با حضور عده زيادي از فرزانگان و بزرگان و نيز زرتشتيان مراسم بزرگداشت
اشوزرتشت و همچنين فرهنگ مزدايي برگزار بود اين شعر در آن مراسم بازگو گرديد و در
جرايد نيز چاپ شد
روز بعد نيز مراسم باشكوهي در انجمن زرتشتيان و ساختمانهاي مجاور آن برگزار شد.