|
گويد از پيمان و پيوندي
گران
همسري، هم باوري، مهرآوري
گويدت از روح روشنبين مهر
هست اكنون زيب دست همسران
تا وفا ورزي و پيمان نگسلي
نيست او با مكتب مهر آشنا
مهر عالمتاب و تابان سپهر
حلقهاي بر گردگرد آن عيان
نگسلد آن حلقهي مهرآفرين
حلقهي پيمان جاويدان بود
شد به گيتي دشمن پيمانشكن
تا كه آن پيمان بماند پايدار
فارغ از انگيزهي ما و مني است
ميشود فرزندشان دلريش و زار
با جهانبيني پذيرفتش جهان
چونكه از ايران رواج حلقه بود
/ |
|
حلقه بر انگشت دست
همسران
هست آن پيمان براي همسري
حلقه دارد ريشه در آيين مهر
اين نماد مهر و پيمان در جهان
آرمانش هست مهر و همدلي
هر كه او از همسرش گردد جدا
حلقه گرد آساست چون گردي مهر
زانكه خورشيدست شكلش حلقهسان
از ازل تا شامگاه واپسين
زين سبب آن مظهر پيمان بود
اين نماد مهر از عهد كهن
هر زناشوييست بر آن استوار
آن نماد همرواني، هم تني است
كز طلاق و از جدايي دو يار
حلقهي مهر ايزد ايرانيان
باد بر فرهنگ ايراني درود
/ |