|
رازي ز ازل در دل اين خاك نهانست
چون خار خلد بر دل و بر چشم انيران
با جان و دلش عاشق اين ملك كهن هست
آن را كف بيگانهي ناكس نسپارد
ياد آر كه بودند پي راندن دشمن
ميراث پدر را كف بيگانه ندادند
از مام وطن كرده به جان قدرشناسي
از سلطهي بيگانه وطن يافت رهايي
از بهر هر آزاده همين عشق وطن بس
با جان و دل و روح و روان پاس بدارش
اين عشق بود شاه ستون وطن ما
چون آتش گرميست كه در سينهي ما هست
تا روز پسين نيز فراموش مبادا
/ |
|
سوگند به ايران كه دل
گرم جهانست
رازي كه بود راز سرافرازي ايران
ايراني آزاده نگهدار وطن هست
فرهنگ وطن را همه جا پاس بدارد
از كاوه و از آرش و از گيو و تهمتن
در پيش انيران چو دماوند ستادند
در دورهي استوره و دوران حماسي
در دورهي تاريخي با مهر خدايي
ايران فرهمند عزيز است و مقدس
اين عشق نگنجد به سخن، كم مشمارش
اين عشق بود در رگ و در خون و تن ما
ميراث خدادادي ديرينهي ما هست
اين آتش افروخته خاموش مبادا
/ |