|
داشت باور به مهر نورافشان
به بتان نيز پاي بست نگشت
زين سبب راه كيش ميترا بود
اولين را كلاغ نام نهاد
اولش قار قار ميگويد
آشكار است معني از نامش
كه در اين گام يك جهان راز است
بايد او جان و سر به كف بنهد
فاش گويد چو شير باش دلير
يعني از خويشتن رهايي هست
تا چو خور روشني دهد يكسر
تا بد آن يكنواخت بر همگان
كه نباشد از آن دگر برتر
سرور مهريان ديگر بود
هست از ايزدان يزدان فر
بس اثرها گرفت از اين آيين
هست گوياي نام مهر عزيز
شير و خورشيد زان ميان سرخ است
سرخ رنگ است، رنگ مكتب مهر
ميشود سرخ آسمان آن دم
اين دو در روزگار سرمدي است
بوده و هست و باز خواهد بود
از ازل اين دو هست جاويدان
زين دو از آن زمانه رانده سخن
شد نمودار قدرت ايران
يافت تغيير اندكي زنهار
جلوهگر گشت شير با شمشير
اين از آن دوره يادگار بود
ريشهاش ملي و حماسي هست
حرمت آن نماد نامي داشت
/ |
|
روزگاران بس كهن، ايران
هرگز اين ملك بت پرست نگشت
مهر و ميترا چو از اهورا بود
مكتب مهر داشت هفت نماد
يعني هر كس چنين رهي پويد
راز داريست دومين گامش
سومين گام نيز سرباز است
يعني هر كس به راه مهر رود
قدم چارم است نامش شير
پنچمين گام پارسايي هست
هست خورشيد نام گام دگر
همه كس پيش خور بود يكسان
آخرين مرحله است پير، پدر
هر كس اين هفت گام ميپيمود
مهر در «مهريشت» روشنگر
دين مزدا چو شد در ايران دين
نام يكشنبه مسيحي نيز
رنگ دلخواه مهريان سرخ است
در پگاه و پسين، نگر به سپهر
چون سپيد و سيه خورند به هم
روشني نيكي و سيه بدي است
آن سپيد و سياه راز آلود
گاه پيروزي است از اين گه زان
شير و خورشيد اين نماد كهن
اين نشان از كهنترين دوران
تا در آغاز دوره قاجار
هست شمشير از آن زمان كف شير
كه نمودار ذوالفقار بود
شير و خورشيد خودشناسي هست
بايد آن را ز جان گرامي داشت
/ |