|
بود زرتشت داناي جهانبين
كه از هر گفته برتر، گفتهي اوست
كه از آن ميدرخشد نام زرتشت
چو اوقيانوس ژرف و بيكرانهست
نو انديشي و مزدا باوري هست
سه اصل نيك را آن ريشه باشد
در آن گفتار پيغمبر نهانست
سپس روح كژ انديشي زبون شد
«كويها»(2)
را چو «كرپنها»(3)
برون راند
«اهورا»(5)
خالق و جان جهان گشت
در آن هر پرسش و پاسخ اساسيست
كه از دلها نخواهد شد فرا مشت
چو باشد بهر خوشبختي انسان
كه باشد با تمام مردمان دوست
بشر باشد مدار آفرينش
زن و مرد است در اين دين برابر
كه بر نيكي كند رو، بر بدي پشت
در اين آيين، اهورا جان هستيست
در عالم جاودان، رانند فرمان
بشر هم برترين موجود گيتيست
كه روح راستي در آن نهانست
چهارم مهر و پنجم هم رسايي
شدن جزيي ز هستي و نميري
كه اين ديد از ازل تا رستخيز است
چو اين راهي سوي مزداشناسيست
شناسي يا به باور پروراني
/ |
|
نخست آموزگار و رهبر دين
ابر مردي دلآگاه و بشر دوست
بود در «گاتها»(1)
پيغام زرتشت
هزاران سال عمرش در زمانهست
تمام «گاتها» روشنگري هست
برانگيزندهي انديشه باشد
فراتر از زمان و از مكانست
بشر را او به دانش رهنمون شد
چنان مهري، به هرسو پرتو افشاند
بدينسان «ديويسني»(4)
ناتوان گشت
كتاب گاتها هستي شناسيست
بود هر پرسش و پاسخ ز زرتشت
كند آن زندگي را بر تو آسان
نخست آموزگار اين جهان اوست
در آن دُر سفتهها با چشم بينش
نه از مردان زنان هستند كمتر
كسي برتر بود در دين زرتشت
ره دين بهي مزداپرستيست(6)
اهورامزد(7)
و شش امشاسپندان(8)
خرد بنيان و تار و پود گيتيست
اشا قانون و هنجار جهانست
تواناييست نيروي خدايي
امرداد است پايان ناپذيري
در اين آيين طبيعت بس عزيز است
محيط زيست اكرامش اساسيست
خدا را بهتر از اين كي تواني
/ |
1- گاتها: سخنان اشوزرتشت كه
چون افسري بر فرق اوستا ميدرخشد و قسمتي از يسناست
2- كويها: شاهان و فرمانروايان
پيش از اشوزرتشت و همزمان او
3- كرپنها: رهبران ديني پيش از
اشوزرتشت و همزمان او
4- ديويسني: باور داشتن و گرويدن
به آيين بد و بديهاي مخالف «مزديسني»
5- اهورا: آفريننده جهان
6- مزداپرستي: پرستش و باور به
ابر دانايي و ابر آگاهي كه آفريدگار جهان است
7- اهورامزد: همان اهورامزدا يا
مزدا اهورا است. آفريدگار و ابر داناي جهان
8- شش امشاسپندان: فروزههاي
اهورامزدا هستند