|
قلم به دست در اين راه مرد ميدانند
هميشه با دل و جان سر سپرده آنند
بسان كوه دماوند سخت پيمانند
چنين كسان همه شاگرد اين دبستانند
به راه حق همه جان بر كف و به فرمانند
به شام تيره چنان اختر فروزانند
چو موجهاي خروشان هماره جوشانند
گه خزان و زمستان چو نوبهارانند
به فكر چاره و در جستجوي درمانند
به هر كجا چو نكو بنگري فراوانند
/ |
|
درود باد بر آنان كه فكر
ايرانند
به راه عشق وطن سر ز پاي نشناسند
قلم به دست بگيرند در ره ميهن
ز عشق و مهر به مام وطن نكوتر چيست؟
پي بيان حقيقت ز پاي ننشينند
چنين كسان ننشينند پيش زور از پاي
بسان باد سحر لحظهاي نياسايند
به هر زمان و مكانند فكر آزادي
چو زور و سلطه شود جانشين نيكي و داد
چنين كسان همه اميدشان دموكراسيست
/ |