|
شود هر روز افزونتر ز ديروز
كه بي شك هست جانكاه و توانسوز
خلد بر دل چو خار و تيغ دلدوز
كه باشد رهنمون و حكمت آموز
چنان آتش فشاني آتش افروز
بسان دشمن كين خواه و كين توز
شود دلها از آن پر درد و پرسوز
بدان حق باوري گرديده پيروز
/ |
|
روابط بر ضوابط گشته
پيروز
دريغا كارها بر حول آنست
روابط چون ضوابط را براند
ضوابط راه نيكي و درستي است
روابط نابجا چون گشت، باشد
كه اندازد شرر بر خشك و بر تر
چو در اركان بيندازد تزلزل
اگر روزي ضوابط گشت حاكم
/ |