|
دانش و آزادگي هماره فزودت
ره به زبانهاي باستان بگشودت
هست اساطير جاودانه سرودت
دلكش و جانپرور است گفت و شنودت
زانكه به خود باوريست راه نمودت
آنچه فراتر ز مرز خاطره بودت
ز آينه دل غبار غم بزدودت
نور به هر سو فشاند شمع وجودت
تار تو انديشه هست و عاطفه پودت
نغمهي ناهيد و چنگ زهره ستودت
هيچ زمان در جهان مباد فرودت
/ |
|
ژاله
آموزگار باد درودت
بعد خداوند، عشق مادر ميهن
راه به استوره بردهاي و حماسه
اي به زبانهاي باستان شده استاد
نسل جوان را به باستان ببري راه
چشم دلت ديد روزگار كهن را
رادي و آزادگي و بينش و دانش
بانوي استاد ساليان درازي
مادر آزاده، اوستاد دلآگاه
راه تو جز راه مهر و عشق وطن نيست
سرو سرافراز، سرفراز بماني
/ |